- تاریخ: 1401/11/8 ساعت: 16:59
دستی به سر و گوشت بکشم بعد غرقت کنم در دلتنگیهای غبار گرفته یی که پشت لبخنده های هرروزه ی یک بانوی بازیگوش جایی ندارند دمدمای عید است ... Adblock test (Why?)
Regret - تاریخ: 1396/6/2 ساعت: 20:51
دچاریم به تکرار تکرار عبث دوستت دارم های هم شکل لبخنده های سطحی آدم های عابر ِ نفهمیدنی دچاریم به هیچ به دریغ از لبخنده های ساده ای که بخشیدیم کودکانه بخشیدیم . . . + نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۲ساعت توسط مرمر |
پری کوچک من - تاریخ: 1396/6/2 ساعت: 20:51
پری کوچک من میگهI Love You Mary میگمI Love You TooمیگهI Love YOu Threeمیگم یعنی چی ؟ میگه خوب تو 2 تا دوسم داری من 3 تا... من بیشتر دوستت دارم.......... + نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۹۲ساعت توسط مرمر |
من گفتم و دکتر موافق نیست ... - تاریخ: 1396/6/2 ساعت: 20:51
ده سال بعد از حالِ این روزام با کافه های بی تو در گیرمگفتم جهانِ بی تو ینی مرگده ساله رفتی و نمیمرمده سال بعد از حال این روزامتو ، توو آغوشه یکی خوابیمن گفتم و دکتر موافق نیست!تو بهتر از قرصای اعصابیده سال بعد از حال این روزاممن چهل سالم میشه و تنهامبا حوصله قرمز سفید آبی رنگین کمون میسازم از قرصامم...
فقط دوتا بازوی مردانه و مساحت میانش - تاریخ: 1396/6/2 ساعت: 20:51
من یک بغل میخواهم ... یک بغل وسیع مردانه که سکوت کردن را خوب بلد باشد... که نپرسد هیچ نگوید هیچ ... نوازش هم نکند حتی ... فقط بگذارد کمی ...فقط کمی خودم را در آن گم کنم ...و بعدِ یک دل ِسیر گریه راهم را بکشم بروم ... هیچ نپرسد ... + نوشته شده در پنجشنبه هفتم شهریور ۱۳۹۲ساعت توسط مرمر |
های کاااااار خسته ام اما بمان - تاریخ: 1396/6/2 ساعت: 20:51
من یه تراکتورم که رژ قرمز میزنه
دوستت دارم - تاریخ: 1396/6/2 ساعت: 20:51
باید دستش را می گرفتم چشمهایم را سنجاق چشمهایش میکردم و فقط۲ کلمه می گفتم نگفتم... سرگیجه ی دنیا بر سرم آوار شد عبور کردم تمام شد تمام + نوشته شده در شنبه شانزدهم شهریور ۱۳۹۲ساعت توسط مرمر |
از دل رفته بود هر آنکه از دیده رفته بود ... - تاریخ: 1396/6/2 ساعت: 20:51
آهای آقای رومن گاری عزیز خیلی هم اشتباه فرمودین وقتی گفتین بهترین وسیله برای فراموشی دیدار دوباره ست ... خیلییییییییییییی اشتباه ... نبود جانم نبود + نوشته شده در جمعه دهم آبان ۱۳۹۲ساعت توسط مرمر |
مهتاب دم صبح - تاریخ: 1396/6/2 ساعت: 20:51
دمدمای صبح بود با این همه هنوز لابلای بازوان ماه مست بوسه بازی بودم خورشید توی چشم نزد دور به تماشا ایستاد دور ... + نوشته شده در پنجشنبه دوم شهریور ۱۳۹۶ساعت توسط مرمر |